*´¨`*روزهـــای تنــهایی *´¨`*
برگی حکم داشتم و دیگر هر چه بود ضعیف بود و پایین بازی شروع شد حاکم او بود و من محکوم همه برگهایم رفتند و سر برگ بیش نماند برگی از جنس وفا رو کرد من بالاتر امدم بازی در دست من افتاد عشق امدم با حکم عشوه و ناز برید و حکم امد از جنس چشم سیاهش زندگی حکم پایین من بود و باختم............ معمولا جمله <<متاسفم.اشتاه کردم>> را خیلی به تعویق می اندازیم. گاهی اوقاب به عزیزانمان اسیب می زنیم.انهایی که در قلب ما جا دارند و اجازه میدهیم مسایل احمقانه.زندگی های ما را از هم جدا کند. معمولا اجازه می دهیم مسایل بی ارزش به ذهن ما رسوخ کند و معمولا دیر هنگام متوجه می شویم که کور شده ایم و نیز نمی دانیم که به چه علت.بنابراین اجازه بده دیگران بدانند تا چه اندازه در نظر تو اهمیت دارند. پیش از سپری شدن مدت طولانی.فرصت را غنیمت شمار و حرفایت را بگو. قدر موهبت های اطرافت را بدان.برای چیزهای کوچک زندگی سپاسگزار باش چرا که چیزهای کوچک مفاهیم عظیمی دارند. از کسانی که در نظر تو اهمیت دارند تشکر کن.فقط تشکری ساده. گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آنها را مىبينم. داشته باشيم. انجام مىدهد، صرفنظر از پيامدهاى آن. مىآيند و ما را نجات مىدهند. نمىدهد که ظالم و بيرحم باشم. که چند بار جشن تولد گرفتهايم. هم خودمان را ببخشيم. نخواهد ايستاد. مسئول آنچه که خواهم شد هستم. تغيير دهد. تغيير يابد.
که زمان زيادى طول مىکشد تا من همان آدمي بشوم که مىخواهم.
من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک
من باور دارم...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مىدهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى
من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد،
من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما
من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را
من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشتهايم و آنچه از آنها آموختهايم بستگى دارد تا به اين
من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان
من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز
من باور دارم ...
که زمينهها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بودهاند امّا من خودم
من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا
من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.
من باور دارم...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آنها را نمىشناسيم
من باور دارم...
| Design By : Night Skin |


